در روزهایی که بازار سرمایه همچنان در انتظار بازگشایی کامل معاملات است، توضیح رسمی درباره «مدیریت هیجان بازار» همه واقعیت ماجرا را نشان نمیدهد. آنچه در لایه زیرین بازار جریان دارد، بیشتر به فشار تعهدات در قراردادهای اختیار فروش بیمهای برمیگردد. احتمال افت شدید قیمتها باعث شده فروشندگان پوت، از برخی صندوقها گرفته تا نهادهای مالی و حتی تعدادی از کارگزاریها، با تعهداتی روبهرو شوند که اجرای کامل تسویه فیزیکی میتواند آن را به زنجیرهای از نکول و فشار نقدینگی تبدیل کند.
در چنین شرایطی، ناظر بازار عملاً میان دو انتخاب دشوار قرار گرفته است؛ یا قراردادها دقیقاً مطابق مقررات موجود اجرا شوند، حتی اگر این موضوع برای برخی بازیگران بزرگ هزینه سنگینی داشته باشد، یا اینکه با تغییر سازوکار تسویه، محدود کردن اعمال قراردادها یا طراحی فرمولهای حمایتی از شدت بحران کاسته شود.
اما این مسیر دوم خود با یک چالش جدی روبهروست. تغییر قواعد پس از آغاز دوره سررسید از نظر حقوقی و فقهی محل بحث است و لابد هرگونه تغییر مقررات از این منظر انبوهی از شکایات را روانه نهاد ناظر بازارسرمایه می کند . در معاملات اختیار، طرفین قرارداد از ابتدا بر شیوه تسویه و نحوه توزیع سود و زیان توافق کردهاند و اعتبار معامله نیز بر همان توافق استوار است. اگر در لحظه حساس، تسویه نقدی جایگزین تسویه فیزیکی شود، عملاً ماهیت قرارداد تغییر میکند.
در این حالت، خریداران اختیار فروش که با هدف بیمه کردن دارایی خود وارد معامله شدهاند، دیگر نمیتوانند از این پوشش استفاده کنند و زیان میبینند. در مقابل، خریداران اختیار خرید ممکن است از تغییری منتفع شوند که اساساً در طراحی اولیه قرارداد پیشبینی نشده بود. چنین جابهجایی در سود و زیان، نهتنها تعادل قراردادها را بر هم میزند بلکه میتواند از نظر فقهی نیز محل ایراد قرار گیرد.
به همین دلیل بسیاری از فعالان بازار معتقدند راهحل کمهزینهتر، فراهم کردن امکان آفست و بستن موقعیتها در یک فرآیند طبیعی معاملاتی است. در چنین حالتی بخش مهمی از ریسکها خودبهخود تخلیه میشود و نیازی به دستکاری قواعد نیست. تجربه بازار هم نشان داده هرجا امکان خروج تدریجی فراهم شده، تنشها سریعتر فروکش کرده است.
آنچه اکنون بیش از هر چیز اهمیت دارد حفظ ثبات مقررات است. تغییر ناگهانی قواعد بازی شاید در کوتاهمدت از یک شوک جلوگیری کند، اما در بلندمدت میتواند امنیت حقوقی بازار مشتقه را زیر سؤال ببرد. بازاری که معاملهگران در آن مطمئن نباشند قراردادها دقیقاً مطابق همان چیزی که امضا کردهاند اجرا میشود، دیر یا زود با بحران عمیقتری از جنس بیاعتمادی روبهرو خواهد شد.

































