به گزارش بازار۳۶۱؛ در ۴۸ ساعت گذشته، فضای مذاکرات ایران و آمریکا در هالهای از تناقض میان «دیپلماسی فشرده» و «بنبست میدانی» گرفتار شده است.
از یک سو، مقامات تهران و واشنگتن تأکید دارند که هنوز به توافق نهایی نزدیک نیستیم و اختلافنظرها عمیق باقی مانده، و از سوی دیگر، گزارشهای پراکندهای از پیشنویس احتمالی با میانجیگری پاکستان و قطر منتشر شده که از آتشبس جامع و تعهد به عدم هدفگیری زیرساختها سخن میگوید.
در این میان، نارضایتیِ علنی اسرائیل از رویکرد ترامپ، پیچیدگی معادله را دوچندان کرده و تردیدها را درباره احتمال تحققِ این پیشنویسِ احتمالی افزایش داده است.
اگر این توافقِ احتمالی با امضای طرفین اجرایی شود، باید منتظر فروکش کردنِ تنشهای امنیتی و کاهشِ ریسکِ «پریمیوم جنگ» در بازارهای جهانی بود؛ رویدادی که به احتمال بسیار زیاد به سقوطِ قیمتِ نفت و طلا منجر خواهد شد. در داخل کشور نیز، بازگشت ثبات نسبی به نرخ ارز، ترمزِ قیمتها در بازار طلا را میکشد و بورس را از شوکِ قیمتهای دستوری خارج میکند.
اما در سناریوی محتملتر، یعنی تداومِ فرسایشِ مذاکرات و بینتیجه ماندنِ تلاشهای میانجیگرانه، وضعیت متفاوت است. در این شرایط، بازارهای جهانی با تداومِ نااطمینانیِ امنیتی، نوسانات صعودی را تجربه میکنند.
در ایران نیز، تداومِ ریسکهای سیستماتیک و سایه سنگینِ نااطمینانی، بازارها را در وضعیت رکودی و تورمیِ پیشین نگه میدارد و در بورس، روند خروج سرمایه و فضای انتظاری برای کشفِ قیمتهای جدید دلار، همچنان سایه خواهد افکند.
در هر دو حالت، کلیدِ اصلیِ تغییر، نه در بیانیهها، بلکه در میزانِ انعطافِ عملیِ طرفین در پروندههای اصلیِ نظامی و اقتصادی نهفته است.

































