افت ۱۵ درصدی شاخص کل در بهمنماه و سقوط بیش از ۵ درصدی در هفته گذشته، بورس تهران را به یکی از کمسابقهترین دورههای نزولی ۶۰ ماه اخیر کشاند؛ اما آیا ریشه این ریزش تنها در ریسکهای سیاسی است یا متغیرهای کلان که همزمان موتور اصلاح بازار را فعال کردهاند؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی بازار 361، بورس تهران در حالی اسفندماه را آغاز کرده که پشت سر خود یک بهمن سنگین با افت ۱۵ درصدی شاخص کل و بیش از ۱۲ درصدی شاخص هموزن را ثبت کرده است؛ اصلاحی که در کنار ریزش بیش از ۵ درصدی هفته گذشته، آن را در زمره جدیترین افتهای پنج سال اخیر قرار میدهد.
اگرچه بسیاری از فعالان بازار، «ریسکهای سیاسی و منطقهای» را مهمترین دلیل ریزش میدانند، اما بررسی دقیقتر نشان میدهد بازار همزمان در حال قیمتگذاری مجموعهای از ریسکهای همپوشان بوده است؛ از نااطمینانی ژئوپلیتیک گرفته تا نرخ بهره بالا، بیثباتی ارزی و بحران اعتماد.
۱. ریسک سیاسی؛ متغیر غالب ذهن بازار
به اعتقاد کارشناسان، بازار سهام در ماههای اخیر فرض وقوع سناریوهای پرریسک منطقهای را، هرچند با احتمال نهچندان قطعی وارد مدل تصمیمگیری خود کرده است. به بیان ساده، بورس در حال «پیشخور کردن ریسک» است.
افزایش تنشهای منطقهای، ابهام در روند مذاکرات و نبود سیگنالهای قطعی از کاهش تنشها باعث شده سرمایهگذاران ترجیح دهند وزن ریسک را در پرتفوی خود بالا ببرند. در چنین شرایطی حتی رشد نرخ ارز یا انتشار گزارشهای بنیادی مناسب نیز نتوانست موجی از تقاضای پایدار ایجاد کند.
بازار سهام نشان داده تا زمانی که ابهامهای ژئوپلیتیک برطرف نشود، حتی ارزندگی بالا نیز نمیتواند موتور یک روند صعودی قاطع را روشن کند. در بهترین حالت، بورس وارد فاز «رنج» یا نوسان خنثی خواهد شد.
۲. نرخ بهره؛ مانع خاموش رشد
اگر ریسک سیاسی متغیر روانی بازار سهام است، نرخ بهره متغیر بنیادی آن محسوب میشود. بازده بدون ریسک در محدوده ۳۵ تا ۴۰ درصد، عملا نرخ تنزیل را به سطوحی رسانده که ارزش ذاتی سهام تحت فشار قرار گیرد.
در اقتصادی که تامین مالی دولت از مسیر انتشار اوراق با نرخهای بالا صورت میگیرد، نرخ بهره دیگر صرفا ابزار مهار تورم نیست؛ بلکه به راهکار جبران کسری بودجه تبدیل شده است. نتیجه این وضعیت، تقویت جذابیت داراییهای درآمد ثابت و کاهش انگیزه ورود پول تازه به بازار سهام است.
این عامل بهویژه در کنار خروج پول حقیقی و افت ارزش معاملات خرد، به فرسایش اعتماد دامن زده است.
۳. ارز؛ فرصت یا علامت خطر؟
رشد نرخ دلار نیمایی تا محدوده ۱۳۶ تا ۱۳۷ هزار تومان، از منظر تئوریک باید به تقویت سودآوری شرکتهای صادراتمحور منجر شود. نسبتهای P/E Forward بسیاری از نمادها در محدوده ۳ تا ۴ قرار گرفته که از ارزندگی تاریخی حکایت دارد.
با این حال، تجربه بهمن ماه بورس نشان داد بازار سرمایه رشد ارز را بیش از آنکه فرصت تلقی کند، بهعنوان نشانه افزایش ریسک تعبیر میکند. بیثباتی ارزی و جهشهای ناگهانی، نااطمینانی نسبت به آینده را افزایش میدهد و سرمایهگذار را به سمت داراییهای امنتر سوق میدهد.
به همین دلیل بخشی از نقدینگی از سهام به سمت صندوقهای درآمد ثابت، صندوقهای طلا و حتی بازار ارز حرکت کرد؛ رفتاری که بیانگر تغییر اولویت از «بازده» به «حفظ سرمایه» است.
۴. نقدینگی و رفتار بازیگران
بازار سرمایه در هفتههای اخیر با ارزش معاملات خرد پایین و خروج مداوم پول حقیقی مواجه بوده است. این وضعیت، قدرت شکلگیری موجهای صعودی پایدار را سلب میکند.
در چنین فضایی، حتی صنایع بنیادیتر مانند پالایشیها، اورهسازان، فلزات رنگی، برخی بانکها، سیمانیهای صادراتمحور و صنایع دارویی نیز نتوانستند از فشار عمومی عرضه در امان بمانند؛ هرچند شدت اصلاح در گروههای کمریسکتر مانند غذاییها محدودتر بود.
آیا بازار سهام به کف رسیده است؟
بخش قابلتوجهی از ریسکهای موجود پیشاپیش در قیمتها منعکس شده است. همین موضوع باعث میشود در صورت وقوع اخبار منفی، شدت واکنش بازار لزوما مشابه شوکهای تاریخی گذشته نباشد.
با این حال، شرط اصلی بازگشت بورس به مسیر صعودی، کاهش معنادار ریسکهای سیاسی و تثبیت انتظارات است. بدون این عامل، بازار احتمالا در اسفندماه در محدودهای نوسانی و کمرمق حرکت خواهد کرد.
سناریوی بدبینانه، تشدید تنشها و انتقال بیشتر نقدینگی به بازارهای موازی است. در مقابل سناریوی خوشبینانه، کاهش ریسک سیاسی و آزاد شدن پتانسیل ارزندگی انباشتهشده سهام است که میتواند زمینهساز یک موج صعودی قدرتمند شود.
مهمترین دلیل ریزش چیست؟
اگرچه چهار متغیر اصلی ـ ریسک سیاسی، نرخ بهره بالا، بیثباتی ارزی و ضعف نقدینگی ـ همزمان بر بازار فشار وارد کردهاند، اما در شرایط فعلی «ریسک سیاسی» متغیر غالب و تعیینکننده رفتار بازار سهام است؛ عاملی که بر انتظارات سایه انداخته و حتی اثر ارزندگی تاریخی سهام را خنثی کرده است.
بورس تهران امروز بیش از آنکه با بحران سودآوری شرکتها روبهرو باشد، با بحران اعتماد مواجه است. بازگشت بازار سهام نیز پیش از هر چیز، نیازمند بازگشت اعتماد و کاهش سطح نااطمینانی در محیط کلان است.
انتهای پیام/

































